تبليغاتX
دختری عجیب!

 

فقط یک ساعت است که ۱۸ ساله شدم...

بهترین دوست زندگیم را دوست دارم. "پریس همیشه خوردنی" که ۱۲:۲۰ تولدم را تبریک می گه دوست دارم. دوستی که از قصد دوم میشه را دوست دارم. گل های آبی دور گردنم را دوست دارم.
لیوان نسکافه روی میز رو دوست دارم. این که new بر مي گرده مي گه "چه مي دونم عجيب غريبي گفتم شايد ناراحت شي" رو هم دوست دارم. دوستي بي نهايت بي رياي خانم مهسا را خيلي دوست دارم. خنديدن آدم ها را دوست دارم. بي تابي 5شنبه شب خودم رو دوست دارم!
جعبه اين مداد نوكي را خيلي دوست دارم!‌ آبي و غير صيقلي!‌ اين كه امشب گريه گردم رو دوست دارم!‌
اشكام رو پاك كرد دوست دارم. آقاي حافظ شب يلدا رو دوست دارم. اينكه چند ماه پيش از اين ور سه راه رفتم اون ور سه راه و دست اين دختر "اليكا" را گرفته بودم دوست دارم. اين كه درونم انقدر انسان دوستانه است و خيلي ها فكر مي كنند بدم را دوست دارم. فردا كيك شكلاتي بخورم دوست دارم!
كادو نمي گيرم اما بازم دوست دارم!‌ ما‍‍ژيك رنگي دوست دارم. ساعتم نميره و احيا بشه دوست دارم!
اينكه تمام آدم هاي دوروبرم رو مطابقت مي دم با كتاب "قطعه گم شده" و هيچ كس "از هيچ چيز هيچ چيز نمي فهميد" نيست ... و هنوز هم از بغل كرم ها و پروانه ها بي توجه رد نمي شم. و از قطعه اي كه FIT هست هم خبر دارم... و هنوز آواز مي خونم ... من كلا "قطعه گم شده" دوست دارم... صحنه اي كه كتاب بادبادك باز تموم مي شود را بي نهايت دوست دارم. آخر بادبادك باز و اول ورونيكا رو دوست دارم!
پارسال / روز تولدم / برف/ كافي شاپ/ ياسي/ قرار كاري/ زرشك / شير نسكافه خوردم دوست دارم.
صحفه تموم شد! MINOR بودنم تموم شد.
من __ زندگي__ نخورده مستي __ دوست__ دارم!
هجده سالم شد و هنوز هم تو/ آبي كمرنگ/ هري پاتر/ ورونيكا/ داستان هاي آقاي آل احمد و نعره هاي خانم AVRIL را دوست دارم!

- شب تولدم نوشتم!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 11:41 PM توسط Odd Girl |