هی می گم نیام اینجاها!
بیا! انقدر که از همه بی خبر بودم مجبور شدم بیام!
۱- سه هفته است درس نخوندم!
۲- در طول یک سال در بین همه ی آدم هایی که در راستای کنکور می شناختنم کلی آبرو داشتم
به خدا! همش تو همین سه هفته پرید!
حالا مردم که چشم ندارند ببینند من درس نمی خونم که! منتها بدبختی شانس ندارم!
هفته پیش یک سوتی اساسی جلو معلم عربی دادم دیگه روم نمی شه نیگاش کنم!
یک سال با این معلم ِ ديني داشتم نپيچوندم امروز همايشش رو پيچوندم!
حالا در همين راستا كه پيچوندم اين مشاوره كه كلي قبول داشت منو ديدم
يك چپ چپ نيگا كرد! رفت باز اومد ديد من تو سالن برا خودم نشستم!
يك ذره آبرو برام نمونده خوب!
3-ديروز بيرون بودم انقدر كه ته اختناق بود گريه ام گرفته بود!
حالا خوبه من كلا مي گم كرج مردم بي بخارند! همه جا پليس بود!
بابا از اينا كه صدايي در نمياد نگراني نداره كه
بعد شب شلووووغ شد. گفتم غلط كردم!
4- رو تخته ها هي بنويس where is my vote معلم ِ مياد پاك مي كنه انگار نه انگار!
اينا زبانشون زياد خوب نيس آخه!
5-من كه كلا بي طرف بودم و بي موضع ولي كلا خيلي باحالند به خدا!!
6- من تازه امروز فهميدم به كي مي گند ويكتور هوگو ايران!
البته ببخشيدا خيلي بي جا كردند! من از كتاب اين نويسندهه متنفرم!
يعني واقعا يكي از بدترين كتابايي بوده كه تا حالا خوندم!
بعد مي رم كتاب فروشي مي بينم رو جلدش نوشته چاپ دوازدهم جايزه نقد فلان گرفته
آي دلم مي خواهد بزنم ياروو رو! انگار ما مسخره ايم!
بشينيم كتاب بخونيم بعد وسطاي مايل به آخرش قاطي واقعيت بشه؟!
مث كتابا مودب پور! فك كن آخه!
بعد اونم چي! تهش بنويسند اين كتاب رو نوشتم كه بچم نگه بابام كافه منِ!
بعد تازه بازم چي! يك تقليد ناشيانه از سلينجر!
اصلا اصلا اصلا قشنگ نبود ديگه! الكي منو گول نزنيد!
۷- همتون ته خسيس نامرد بي معرفتيد به خدا!
خو اس ام اس قطعه ديگه همه خطا كه قطع نيست
از هيچ كس خبر ندارم يعني! زنگم كه مي زنم بر نمي دارند!
شايدم گرفتنشون من خبر ندارم برا خودم خوشحال!
.
.
.
.
خدايا ناآرامي ادامه پيدا كنه كنكور كنسل شه! خيلي مخلصيم!