تبليغاتX
دختری عجیب! - تو رو خدا تو!


چهارشنبه صب
بلند می شم می رم خونه پرستو اینا!
هرهر کرکر!
عصرشم با هم میریم بیرون کتاب فروشی چرخ می زنیم!
میام خونه!
دیگه واقعا می خواهم بدرسم!
ناژین:
هوا خوبه بریم بیرون!
من :  من که نمیام من درس دارم
بلند می شم با ناژین می رم بیرون!
بعد بازم کتاب فروشی می ریم!
شبم میام خسته ام خوب می خوابم  /نازی خسته نباشی!/
پنج شنبه اولین امتحان ترم!
طبق معمول ۱۹.۷۵  ای خدا! نشد من ادبیات ۲۰ بگیرم
فک کنم فقط دوم ۲۰ شدم وگرنه همیشه ۱۹.۷۵
از مدرسه میام بیرون می رم اون مغازه سر کوچه مدرسه cd بنيامين مي خرم!
ميام خونه ... صداي ضبط بلند!  
مامانم اين طوري نيگا مي كرد
ديروز عصرم مهموني بودم تا نيمه هاي شب!
.
.
.
خدايا همه ي اينها را شهريور از دماغمان درنيار

+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 12:51 PM توسط Odd Girl |